معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - آموزش - طريقه دار ابو الفضل

آموزش
طريقه دار ابو الفضل

دستور خطِ فارسی / مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، چاپ ششم: تهران، نشر آثار، ١٣٨٥، ٥٣ ص، رقعی. فرهنگ املاییِ خطِ فارسی/ دکتر علی‌اشرف صادقی، زهرا زندی‌مقدم، چاپ اول: تهران، نشر آثار، ١٣٨٥، ٦١٩ ص، وزیری. در دو شمارة قبل، از املای فارسی و جدا یا پیوسته نویسی کلمه‌ها بحث کردیم. در این شماره لازم دیدیم برای تکمیل بحث، «شیوه‌نامة فرهنگستان زبان فارسی» را ـ که با بحث‌های گذشتة ما کاملاً مرتبط است ـ معرفی و نقد کنیم. معرفی و نقد این کتاب از آن رو اهمیت دارد که اولاً: به دست ادیبانِ برجستة زبان فارسی نوشته شده، ثانیاً: دولت، طی بخش‌نامه‌ای، همة سازمان‌ها و نهادها را موظف کرده که در نوشته‌های خود، قواعد آن را رعایت کنند، ثالثاً: خودِ مؤلّفان ارجمندِ این کتاب، از دیگران خواسته‌اند نقدهای خود را ارائه دهند. اهتمام ادیبان و دانشورانِ فرهنگستان زبان و ادب فارسی در ضابطه‌مند ساختن خط و املای فارسی، ستودنی‌ است. این کار سبب می‌شود سلیقه‌های متعدد، در مسیر واحد قرار گیرد و دانش‌آموزان، ویراستاران و پژوهش‌گران، شکل ظاهریِ نوشتة خود را از نظر املایی، یک‌دست سازند، یا خارجی‌ها و نوآموزانی که می‌خواهند املای زبان فارسی را یاد بگیرند، ضوابط روشن و کم استثنایی در اختیار داشته باشند. در این‌باره، واقعاً خلائی وجود داشت و فرهنگستان‌های قبلی هم دستورالعملی در این خصوص نداشتند، از این رو سال‌ها بود که اهل قلم و محققان ـ به ویژه ویراستاران ـ به دنبال شیوه‌نامة جامع املایی بودند که از سوی نهادهای علمیِ معتبرِ فارسی، تدوین شده باشد و اینک با انتشار این کتاب، تا حدود زیادی این خواسته برآورده شده است. اما بی‌تردید اشکال‌هایی دارد که طرح و ارائة آن‌ها به تکمیل آن کمک می‌کند. در همین آغاز باید بگوییم که برخی می‌پندارند فرهنگستان در همة زمینه‌های نگارش و ویرایش، شیوه‌نامه و دستورالعمل دارد، حال آن‌که چنین نیست، این نهاد علمی فقط «شیوه‌نامة املایی» ارائه کرده و در زمینه‌های دیگر از قبیل: سجاوندی‌ها، پاورقی‌ها، دستور زبان و ... مکتوبی ندارد. البته کار فرهنگستان در زمینة واژه‌گزینی، چشم‌گیر است. در این مقال، بحث بر سرِ پاره‌ای اشکال‌هاست که در کتاب «دستور خط فارسیِ» فرهنگستان وجود دارد، در این‌جا برای تکمیل آن کتاب ارزش‌مند، آن‌ها را برمی‌شماریم: ١ـ «ها» ی نشانة جمع جدا ساختنِ «ها»ی نشانة جمع برای همگان بسیار آسان است؛ مثلاً اگر به دانش‌آموز گفته شود: «ها» را در همة موارد، جدا بنویس، هیچ‌گاه اشتباه نخواهد کرد. یا اگر به ویراستاران و پژوهش‌گران یک مؤسسه، دستورالعمل املایی برای «ها» داده شود و استثنایی نداشته باشد،‌ کارها را از این جنبه، هم‌آهنگ و یک‌دست، پیش می‌برند. اما در کتاب «دستور خط فارسی» (ص ٢٣) هر دو صورت آن (پیوسته و جدا) صحیح دانسته شده و سپس با تبصره‌ای در پنج مورد، الزام به جدانویسی کرده‌اند. سخنِ ما این است که این تبصره‌ها و استثناها رسم الخط را پیچیده می‌کند و با قواعد کلیِ رسم‌الخط مثل: فراگیر بودن قاعده، سهولتِ نوشتن و خواندن و سهولت آموزش، که در صفحة ١٠ «دستور خط» آمده، منافات دارد. نکتة مهم دیگر این‌که: حکم به مجاز بودن هر دو صورت (پیوسته و جدا)، رسم‌الخط فارسی را بیشتر به سوی ناهم‌آهنگی سوق می‌دهد و با فلسفة تدوین چنین دستورالعمل‌هایی نمی‌سازد. اگر ویراستاران و پژوهش‌گرانِ مؤسسه‌ای «ها» را جدا کنند و در مؤسسة دیگر بچسبانند، یا در یک مؤسسه بین ویراستاران در مورد اتصال و انفصال، ‌اختلاف سلیقه باشد بلبشوی عجیبی پیش می‌آید. پیشنهاد ما این است که یک‌سره و بدون هیچ استثنایی، حکم به جدا نویسیِ «ها»ی نشانة جمع شود. اکنون سال‌هاست که میلیون‌ها دانش‌آموز از مقطع ابتدایی تا دبیرستان و نیز نویسندگان و ویراستاران بسیاری، در همة موارد، «ها» را جدا می‌نویسند و با آن، مأنوس شده‌اند، حتی کتاب‌های فیزیک، شیمی، ریاضیات و ... را با همین رسم‌الخط نوشته‌اند. در پیش‌نویسِ رسم‌الخط فرهنگستان نیز به صورت قاطع و جدّی، همین جدا نویسی وجود داشت. همین‌جا باید گفت که اساساً رسم‌الخط فارسی از سال‌ها پیش به این طرف،‌ به سوی جدا نویسی پیش می‌رود، قبل‌ترها، همة نویسندگان و تحصیل‌کردگان،‌ کلمه‌هایی چون: «اینستکه»، «آنستکه»، «همانطوریکه»، «قیمتگذاریها، سپاسگزاریها، بیمهریها» و ... را پیوسته می‌نوشتند، اما اکنون کمتر کسی چنین رسم‌الخطِ مشکل و دیرخوانی دارد. آسان خوانی: کلمه‌های مرکبِ جدا ـ اما نزدیک به هم ـ سریع‌تر خوانده می‌شوند، کلمه‌هایی چون: حقیقتطلبی، بیمهریها، منمیروم و ... را به سختی می‌توان خواند و سرعت و وقت خواننده را می‌گیرد، این‌ها دست کم از معمّای «منمشتعلعشقعلیمچکنم» ندارد. رایانه: کار با رایانه در برنامه‌نویسی و حروف چینی، با رسم‌الخط جدا نویسی آسان‌تر است، چون قواعد آن را بهتر و آسان‌تر از پیوسته‌نویسی می‌توان دسته‌بندی کرد و به رایانه داد. حفظ آسان: نویسندگان، ویراستاران و دانش‌آموزان، با جدا نویسیِ معتدل، راحت‌تر می‌توانند قواعد املایی را به ذهن بسپارند. سهولت آموزش: این هم یکی دیگر از عوامل توجه به جدا نویسی است که در ابتدای مقال، بدان اشاره کردیم. البته همان‌طور که برخی در پیوسته‌نویسی، افراط کرده‌اند، در جدا نویسی هم دیدگاه افراطی وجود دارد؛ مثلاً پاره‌ای اهل ادب کلمه‌هایی چون: هم‌واره، هم‌سایه، به‌تر و ... را جدا می‌نویسند (ر.ک: ایرج کابلی، درست‌نویسیِ خط فارسی، انتشارات بازتاب‌نگار، تهران ١٣٨٤)، برخی دیگر از این هم جلوترند و به جداسازیِ همة حرف‌های یک کلمه اعتقاد دارند؛ مثل: «ع ل م» (علم)، «ق ل م» (قلم) و ... (ر.ک: مسعود خیام،‌ خط آینده، انتشارات نگاه، تهران ١٣٧٣). ٢ـ «این» و «آن» در «دستور خط فارسی» (ص٢١) حکم به جداییِ «این» و «آن» شده که تقریباً شیوة همة فارسی نویسان امروز است. اما بلافاصله «اینکه، آنکه، اینجا آنجا، آنچه و وانگهی» را استثنا کرده‌اند. پیوسته نوشتنِ «وانگهی» قبول، اما بقیه را بیشتر باسوادان جدا می‌نویسند. پیشنهاد ما این است که استثنا به همان «وانگهی» محدود شود. دلیل ما کم استثنا شدنِ قاعده و راحت به ذهن سپردن آن و نیز شیوة‌ املایی میلیون‌ها دانش‌آموز و دانشجوست. بیشتر شیوه‌نامه‌های ویرایشیِ مؤسسه‌ها نیز همین رویّه را دارند. به علاوه، اگر به این پیشنهاد عمل کنیم در قاعدة «که» هم فقط یک استثنا خواهیم داشت؛ یعنی «بلکه». اما شیوه‌نامة فرهنگستان در آن‌جا هم مجبور شده استثناها را زیاد کند (ص٢٢). ٣ـ «بی» در صفحة ٢٢ در مورد «بی» شش استثنا آورده ‌است: «بیهوده، بیخود، بیراه، بیچاره، بینوا، بیجا». پیشنهاد ما این است که به دلیل همان کم استثنا شدن قاعده و نیز رویّة اکثر تحصیل‌کردگانِ فعلی، استثنا فقط به همان «بیهوده» محدود شود. چون اکنون فقط «هوده» است که به تنهایی به کار نمی‌رود و ترکیب «بیهوده» بسیط‌گونه است، کلمه‌هایی چون بیمار، بیزار و بیدار هم که اساساً بسیط‌اند و در مورد آن‌ها حرفی نیست، اما: بی‌خود، بی‌جا، بی‌نوا، بی‌چاره، بی‌راه، بسیط‌گونه نیستند و می‌توان آن‌ها را جدا نوشت. ٤ـ آیة‌الله و ... در صفحة ٣٥، املای ترکیبات عربیِ رایج در فارسی، مانند: ثقةالاسلام، لیلة‌القدر و ... به شکل «ـة / ة» توصیه شده، اما بلافاصله در سطر بعدی آورده‌اند: «گاهی در بعضی از ترکیبات مانند حجت‌الاسلام و آیت‌الله، به صورت «ت» می‌آید که آن هم درست است»؛ یعنی هر دو صورتِ حجة‌الاسلام و حجت‌الاسلام/ آیةالله و آیت‌الله را صحیح دانسته‌اند. این‌گونه دستورها، کارها را ـ خصوصاً در ویرایش ـ ناهم‌آهنگ می‌کند و شیوه‌نامه را از قاطعیت می‌اندازد. چه اشکال دارد که در همة موارد این‌گونه کلمات را به صورت «ـة/ة» توصیه کنیم: آیةالله، حجةالسلام، ثقةالسلام و... . ٥‌ ـ املایِ اعداد و ارقام در «دستور خط فارسیِ» فرهنگستان، هیچ بحثی دربارة املای اعداد و ارقام نشده است؛ یعنی کجا با عدد و کجا با حروف بنویسم، ٤٠ درست است یا چهل، ٥٢ یا پنجاه ‌و دو و ... این بحثی است که فقط جای آن در شیوه‌نامة املایی است نه جای دیگر. ٦‌ ـ کلمه‌های مرکب کلمه‌های مرکب (ترکیبات، ص٣٩ ـ ٤٣) جای بحث بیشتری داشت و با رویکرد جدا نویسیِ معتدل، می‌توان هم ضوابط و هم مصادیق بیشتری را نشان داد. ٧ـ «تر» و «ترین» در صفحة ٢٢ آمده است: «تر» و «ترین» همواره جدا از کلمة پیش از خود نوشته می‌شود مگر در: بهتر، مهتر، کهتر، بیشتر، کمتر. پیشنهاد ما این‌ است‌که این استثناها را می‌توان از پنج کلمه به سه کلمه تقلیل داد؛ یعنی «بیش‌تر» و «کم‌تر» را هم جدا کنیم و به هویت خط و چهرة آن، هیچ لطمه‌ای وارد نمی‌شود. دلیل ما، کم استثنا شدن قاعده و حفظ آسان‌تر آن است. ٨‌ ـ اشکال‌های املایی دستور خط فارسی فرهنگستان‌ـ و اخیراً هم دولت (در ابلاغیة ٢٦/٦/٨٥) ـ همه را به رعایت «دستور خط فارسی» ملزم کرده‌اند، اما خودِ فرهنگستان به پاره‌ای از آن‌ها عمل نکرده است که آن‌ها را برمی‌شماریم. الف ‌ـ در مقدمه‌های عالمانه‌ای که دانشوران ارجمندی چون: دکتر غلامعلی حداد عادل و دکتر حسن حبیبی بر دستور خط فارسی نوشته‌اند، تشدید زیاد به کار رفته، حال آن‌که در صفحة ٣٨ این ضابطه آمده است: «گذاشتن تشدید، همیشه ضرورت ندارد مگر در جایی که موجب ابهام و التباس شود، مثل معین و معیّن/ بنا و بنّا و ...». ب ـ در مقدمة جناب آقای دکتر حداد عادل (ص٢) چند بار کلمة «کمیسیون» به کار رفته، حال آن‌که فرهنگستان به جای آن، معادلِ «کارگروه»، «گروه» و«هیئت» را نهاده است (ر.ک: واژه‌های مصوّب فرهنگستان، دفتر اول، ١٣٨٥، ص ٩٧). ج ـ در صفحة ٨، کلمة «نظرات» آمده که از نظر دستوری غلط است، نظرات، جمع «نظره» است به معنای «چشمک»، «یک‌نگاه»، نه جمع «نظریه». به علاوه، کلماتی را که سه حرف یا کمتر از سه حرف دارند نمی‌توان به «ات» جمع بست. د ـ ص٨ ، سطر٢، کلمة «این کتاب» زاید است. ﻫ ـ ص٨ ، سطر١٠، حرف «که» زاید است. فرهنگستان لازم می‌داند که بار دیگر از ... و ـ در صفحه‌های ١ـ ٨ کلمه‌های مرکب بسیاری، متصل نوشته شده، حال آن‌که بنا به قواعد فرهنگستان (ص٤١ ـ ٤٣) الزاماً باید جدا نوشته می‌شد، مثل: آیینمند/ آیینمندی، دستیابی، حروفچینی و ... این‌ها خلافِ بندهای ١٠، ١٤ و ١٥ در صفحه‌های ٤٢ و ٤٣ است، چون با پیوسته‌نویسی، طولانی، نامأنوس و پردندانه شده‌اند. به طور کلی رؤسای محترم قبلی و فعلی فرهنگستان در این دو مقدمة خود، رویکردِ پیوسته‌نویسی دارند، که این کار، از روح شیوه‌نامة آنان، فاصله دارد. ٩ـ ناهم‌آهنگی منشورات فرهنگستان با شیوه‌نامه کتاب‌ها یا مجله‌هایی که تحت نظر فرهنگستان و عموماً در «نشر آثار» (وابسته به فرهنگستان) چاپ می‌شود، ضوابط املایی را که در «دستور خط فارسی» آمده، رعایت نمی‌کنند. این کار باعث بی‌اعتباری آن شیوه‌نامه می‌شود. بر عهدة اولیای بزرگوار آن نهاد علمی است که زیر مجموعه‌های خود را به ضوابط املایی فرهنگستان، ملزم کنند. دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیة قم، در همة بخش‌های پژوهشی و انتشاراتی خود به همین «دستور خط فارسیِ» فرهنگستان عمل می‌کند و در بخش املاییِ شیوه‌نامة خود، آن را لحاظ کرده است، ولی در جاهایی که فرهنگستان،‌ پیوسته یا جدانویسی را به اختیار نویسنده و ویراستار نهاده و هر دو صورت را جایز دانسته، ما ـ به دلایلی که بازگفتیم ـ جدانویسی را انتخاب کرده‌ایم که خلاصه‌اش موارد زیر است: • «ها»ی علامت جمع، در همة موارد و بدون استثنا، جدا نوشته می‌شود. • «این» و «آن»، همیشه جدا نوشته می‌شود، غیر از «وانگهی». • «که» جدا از کلمة پیش از خود نوشته می‌شود، غیر از «بلکه». در دو مورد اخیر، فرهنگستان جمعاً نُه استثنا آورده که آن را به دو تا، تقلیل داده‌ایم؛ یعنی «وانگهی» و «بلکه». ما در این دو ضابطه با تقلیل استثنا، خلاف «دستور خط فارسیِ» فرهنگستان عمل نکرده‌ایم، چون قاعدة کلی و دستور عمومی فرهنگستان بر جدانویسیِ آن‌ها و نیز فراگیر بودن قاعده و سهولت آموزش است. • از دو شکلِ اختیاریِ فرهنگستان در مورد آیةالله/ آیت‌الله و حجةالسلام/ حجت‌الاسلام و ... اوّلی را انتخاب کرده‌ایم، یعنی: آیةالله، حجةالاسلام،ثقةالاسلام، لیلةالقدر، دایرةالمعارف و ... . کتابی دیگر فرهنگستان زبان و ادب فارسی، کتاب دیگری را با نام «فرهنگ املایی خط فارسی» در ٦١٩ ص وزیری، چاپ کرده که در آن، مصداق‌ها را یک‌به‌یک، مشخص نموده است، این کتاب به همت دکتر علی اشرف صادقی و خانم زهرا زندی‌مقدم، تدوین شده است. به نظر ما مشکل اساسی این کتاب، در دو چیز است: ١. مدرک روشنی برای چسبیده یا جدانویسیِ کلمه‌ها ندارد؛ مثلاً «کتابخانه» را پیوسته آورده، اما «کتاب‌خوان» را جدا، حال آن‌که مطابق قواعد خودِ فرهنگستان «کتاب‌خانه» هم باید جدا شود. از این نوع کلمه‌ها در این کتاب، فراوان است. ٢. بعضی کلمه‌ها را به دو صورتِ جدا و پیوسته، صحیح دانسته است؛ حال آن‌که شیوه‌نامه باید قاطع باشد؛ مثلاً «شهوار/ شه‌وار»، «زردشتیگری/ زردشتی‌گری». متأسفانه اشکال دوم در این کتاب، فراوان به چشم می‌خورد. اساساً رسم‌الخط فارسی از سال‌ها پیش به این طرف،‌ به سوی جدا نویسی پیش می‌رود، قبل‌ترها، همة نویسندگان و تحصیل‌کردگان،‌ کلمه‌هایی چون: «اینستکه»، «آنستکه»، «همانطوریکه»، «قیمتگذاریها، سپاسگزاریها، بیمهریها» و ... را پیوسته می‌نوشتند، اما اکنون کمتر کسی چنین رسم‌الخطِ مشکل و دیرخوانی دارد. در «دستور خط فارسیِ» فرهنگستان، هیچ بحثی دربارة املای اعداد و ارقام نشده است؛ یعنی کجا با عدد و کجا با حروف بنویسم، ٤٠ درست است یا چهل، ٥٢ یا پنجاه ‌و دو و ... این بحثی است که فقط جای آن در شیوه‌نامة املایی است نه جای دیگر. دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیة قم، در همة بخش‌های پژوهشی و انتشاراتی خود به همین «دستور خط فارسیِ» فرهنگستان عمل می‌کند و در بخش املاییِ شیوه‌نامة خود، آن را لحاظ کرده است، ولی در جاهایی که فرهنگستان،‌ پیوسته یا جدانویسی را به اختیار نویسنده و ویراستار نهاده و هر دو صورت را جایز دانسته، ما ـ به دلایلی که بازگفتیم ـ جدانویسی را انتخاب کرده‌ایم. فرهنگستان زبان و ادب فارسی، کتاب دیگری را با نام «فرهنگ املایی خط فارسی» در ٦١٩ ص وزیری، چاپ کرده که در آن، مصداق‌ها را یک‌به‌یک، مشخص نموده است، این کتاب به همت دکتر علی اشرف صادقی و خانم زهرا زندی‌مقدم، تدوین شده است.